تا از اين بي خبري برآيد
| |
|
| |
|
| |
مريم منصوري«از ياد رفتن» روايت يک روز از زندگي «سيدميرک شاه آغا» به تاريخ پنجشنبه، 24 جمادي الثاني 1422 هجري قمري است که از ساعت 6 و 45 دقيقه يا به گويش مزار شريفي، «پانزده کم هفت بجه صبح» آغاز مي شود. در اين متن شايد آنچه که بيش از همه نظر مخاطب را جلب مي کند، به کارگيري نوعي خاص از لهجه فارسي است که گويا مختص مردم مزارشريف است. «محمدحسين محمدي» مي کوشد تا در اين اثر، زبان ادبيات مکتوب را به زبان کوچه اين ديار نزديک کند که البته در فضاي کلي متن هم مي نشيند. چه اگر بپذيريم که زبان و دايره لغات، نخستين گزينه براي شناخت سلول هاي يک فرهنگ است، روايت تک صدايي اين کار با دايره واژگاني از اين دست به فضا سازي آن هم کمک مي کند. اما اين نکته را در نظر داشته باشيم که روايت تک صدايي که مي گويم نه از منظر ارزشي که در ساختار کلي اثر است که اتفاقاً با وجود «آغا صايب» بودن اين پيرمرد در فضاي خانه اش، کليت اثر، روايت تک صدايي را مي طلبد. از منظري ديگر، تنها شخصيتي که در طول کار پرداخته مي شود، همين «سيدميرک شاه آغا» است که با قرارگيري در موقعيت هاي متفاوت، ما متوجه لحظات قدرت نمايي يا خوف وي مي شويم. فارغ از اين، با وجود روايت سوم شخص و به کارگيري زبان معطوف به اين نظر گاه براي روايت که همان زبان عيني است، ما شناخت چنداني از شخصيت دختر يا کمپير- پيرزن - به دست نمي آوريم. فقط با مفعولاني مواجه مي شويم که سعي در گريز از رودررويي با پيرمرد و برقراري ديالوگ با وي دارند. حال آنکه بر دختر رنگ پريده يي که از ترس طالبان و براي حفظ خودش، براي نامزدي که معلوم نيست کي خواهد آمد، روز را در زيرزمين شب مي کند يا پيرزني که تمام واژگاني که بين او و شوهرش رد و بدل مي شود، در حد انجام خدمات روزانه زن است، چه مي گذرد، نکته يي است که در ذهن مخاطب مي ماند و متن خود را ناگزير به توضيح نمي کند. و البته باز هم بر اين نکته تاکيد مي کنم که تمام اين خصايص از ويژگي هاي اين متن و نه از ضعف هاي آن است که در کليت اثر، همه اينها منجر به شکل گيري يک جغرافيا و فضاي خاص آن مي شود و مردمان آن از اين ظرايف گوشت و خون مي گيرند. نکته ديگر اينکه، «محمدي» در اين کار، برخلاف اثر قبلي اش، مجموعه داستان «انجير هاي سرخ مزار»، که اغلب داستان ها متکي بر حوادث جنگ و کنش هاي معطوف به آن مي گذرد، جنسي از آرامش آسيب پذير و لرزان اين جامعه را به نمايش مي گذارد. اصلاً تمام دليل حرکت و سفر «سيدميرک شاه آغا» از خانه اش، براي خريد باتري است تا بالاخره اين راديو ژاپني اصل به کار افتد. که «سيد ميرک شاه آغا از ترموس کوچک در گيلاسش چاي مي اندازد .رويش را به طرف پشتي هايي که به آنها تکيه مي کند ، دور مي دهد و باز دست دراز مي کند تا راديوي کهنه اش را بگيرد.اما يادش مي آيد که راديو باتري ندارد.امروز روز دوم است که باتري ندارد و او دو روز است که نتوانسته به اخبار راديو بي بي سي و راديو امريکا و راديو دري ايران گوش کند. اخبار راديو دري ايران را چندان نمازي نمي داند، اما باز هم گوش مي کندش. هميشه گوش کرده است، ولي اگر گاهي خطا بخورد و گوش نتواند، هيچ راي نمي زند. اما راديو بي بي سي و راديو امريکا را نمي گذارد که هيچ خطا بخورند. بايد گوش کندشان. موج راديو هميشه يا روي موج بي بي سي است يا روي موج صداي امريکا.به ياد مي آورد امروز دو روز مي شود که از دنيا بي خبر مانده است.دو روز است که نمي داند در شهر آيا کدام گپي شده يا ني.دوروز است که خبر ندارد در کابل چي گپ شده و يا از قندهار چي فرمان هايي صادر شده است. - ص 20 و 21» در کل در اين روايت ما با هيچ قضاوتي از سوي راوي و حتي شخصيت هاي داستان مواجه نمي شويم. که همه آنها، تنها ناظر بر وقايع هستند و فقط خدا خدا مي کنند که اتفاق بدي نيفتد و چشم به دهان ديگران دارند تا چه بر سرشان آيد. هر چند که حافظه تاريخي شان، آنقدر پر است از حوادث که زود خوف مي کنند از تاريکي، کوچه هاي خلوت و سربازان صورت پوشيده طالبان... انگار به طور غريزي وقوع حادثه را حس مي کنند. اما کلامي از آن بر لب هاي ايشان جاري نمي شود و فقط نگاه مي کنند. در همين راستا باز نظرتان را به انتخاب درست نظرگاه سوم شخص، توسط نويسنده و کاربري جنسي از زبان عيني، بي هيچ گونه عاطفه يا قضاوتي که نشان از روزني به درون شخصيت ها داشته باشد، جلب مي کنم. و نکته ديگر اين که با وجود اينکه پيرمرد، حافظه درست و درماني ندارد و در برخي از لحظات فراموش مي کند که براي چه از خانه بيرون آمده و اينکه خريدن باتري و مصائب آن، نوعي تعليق ايجاد مي کند، اما باز هم ما متوجه اخباري که پيرمرد مي شنود و سرنوشت نهايي که براي آنها چيده مي شود، نمي شويم و در کليت اثر، محور افقي - توصيف و خلق اکنون لحظات - بر محور عمودي -حوادث و کنش ها - برتري دارد. |
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 7:51  توسط

مريم منصوري